وبلاگ کتابخانه عمومی فرزانگان
اعلام نام‌ روزهای نمایشگاه کتاب
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393 ساعت 19:23 | بازدید : 305 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

روزهای برپایی بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نام‌گذاری شدند. در هر 10 روز برگزاری این رویداد فرهنگی نخبگان مربوط به عنوان نامگذاری شده از نمایشگاه بازدید خواهند کرد.اعلام نام‌ روزهای نمایشگاه کتاب/ حضور متفاوت نخبگان علمی و فرهنگی

بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از دهم اردیبهشت‌ماه به‌مدت 10 روز میزبان علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی خواهد بود. هرکدام از روزهای برپایی این رویداد عظیم فرهنگی با عنوان ویژه‌ای نامگذاری شده که به شرح زیر است:

چهارشنبه (10 اردیبهشت‌ماه) روز «هنر، رسانه و نشر»، پنج‌شنبه (11 اردیبهشت‌ماه) روز «گفتمان رهبری (اقتصاد و فرهنگ، الگوی اسلامی ایرانی ـ پیشرفت)»، جمعه (12 اردیبهشت‌ماه) روز «علوم تربیتی، اخلاق و روان‌شناسی، زنان و خانواده»، شنبه (13 اردیبهشت‌ماه) روز «کتاب‌پژوهان و کتابداران»، یکشنبه (14 اردیبهشت‌ماه) روز «قرآن، علوم اسلامی و طلاب اهل قلم»، دوشنبه (15 اردیبهشت‌ماه) روز «تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی»، سه‌شنبه (16 اردیبهشت‌ماه) روز «تولید علم، علوم پایه و فنی ـ مهندسی»، چهارشنبه (17 اردیبهشت‌ماه) روز «زبان و ادب فارسی، ترجمه و زبانشناسی»، پنج‌شنبه (18 اردیبهشت‌ماه) روز «فلسفه، کلام و دین‌پژوهی»، جمعه (19 اردیبهشت‌ماه) روز «شهدای اهل قلم و دفاع مقدس» و شنبه (20 اردیبهشت‌ماه) روز «کودک و نوجوان»

در هر روز از برپایی این دوره از نمایشگاه کتاب تهران، تعدادی از نخبگان علمی مرتبط با نام روزها با مدیریت و راهنمایی سرگروه‌های ویژه از بخش‌های مختلف نمایشگاه بازدید و در نشست‌های تخصصی شرکت خواهند کرد. (این نخبگان پیش از برپایی نمایشگاه، از سوی مدیر کمیته فعالیت‌های فرهنگی، علمی و اهل قلم با ارسال کارت ویژه‌ای، برای حضور در نمایشگاه دعوت می‌شوند.)

سرگروه‌ها برای برنامه ریزی روزها عبارتند از: مسعود معینی‌پور، حجت‌الاسلام علیزاده، داریوش مطلبی و مجید غلامی جلیسه، حسین اسدی، حبیب‌الله اسماعیلی، محمد حسن‌زاده، احسان عباسلو و مرآت‌نیا، مالک شجاعی جشوقانی، علی آقاغفار و همچنین سیدعلی کاشفی خوانساری.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضور نشر دانشگاهی با هزار جلد کتاب در نمایشگاه
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393 ساعت 19:21 | بازدید : 286 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

مرکز نشر دانشگاهی، با یک‌هزار جلد کتاب در حوزه‌های علوم‌انسانی،‌ علوم پایه،‌ فنی مرکز نشر دانشگاهی با یک‌هزار جلد کتاب، شامل 40 عنوان کتاب چاپ نخست و بیش از 200 عنوان تجدید چاپ در موضوعات علوم‌اجتماعی،‌ فنی و مهندسی،‌ هنر و معماری، ‌کشاورزی و علوم پایه در نمایشگاه کتاب حضور خواهد داشت. حضور نشر دانشگاهی با هزار جلد کتاب در نمایشگاه

بررسی زیباشناختی کتب علوم انسانی
وی با اشاره به برنامه‌های مرکز نشر دانشگاهی در این دوره از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران افزود: 14 اردیبهشت‌ماه، نشستی با موضوع «بررسی محتوایی و زیبایی‌شناختی کتب دانشگاهی در حوزه علوم‌انسانی» با حضور بهمن نامورمطلق، معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی،‌ بهمن حاجی‌پور، رییس مرکز نشر دانشگاهی و دکتر مریم لاری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و فرهنگستان هنر، به‌عنوان سخنران اصلی، در سرای اهل قلم برگزار خواهد شد. 

 آثار پرفروش
مطهری، درباره پیش‌بینی فروش آثار مرکز نشر دانشگاهی در نمایشگاه بیست و هفتم کتاب گفت: به احتمال زیاد آثار چاپ نخست و کتاب‌هایی مانند «پنج استاد»،‌ «تاریخ تحلیلی اسلام»، «غلط ننویسیم»، «رو‌سازی راه»، «تعارض قوانین»، مجموعه سه جلدی «حساب دیفرانسیل و انتگرال» و «مقدمه‌ای بر نظام نوآوری (رویکرد گسترده)» با استقبال مخاطبان روبه‌رو خواهند شد.

مرکز نشر دانشگاهی، از سال 1359 فعالیت خود را با نام «کمیته ترجمه و تالیف و تصحیح کتاب‌های دانشگاهی» آغاز کرده است. این مرکز تاکنون نزدیک به یک‌هزار و 500 عنوان کتاب و بیش از 500 جلد مجله تخصصی منتشر کرده است.و مهندسی و هنر و معماری، در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا می‌کند.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رمان «آه با شین» روایتی از زندگی یک مبارز انقلابی از دهه 20 الی 90 است که بعد از رمان «شاه بي شين» ر
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393 ساعت 19:20 | بازدید : 306 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

رمان «آه با شین» روایتی از زندگی یک مبارز انقلابی از دهه 20 الی 90 است که بعرمان «آه با شین» نوشته محمدکاظم مزيناني که چندی پیش طی مراسمی با حضور جمعی از نویسندگان و اهالی فرهنگ در تالار مهر حوزه هنری رونمایی شد، توسط انتشارات سوره مهر چاپ و روانه بازار کتاب شده است.قبله عالم عادت داشت از پنجره، حمام زنانه را سياحت کند/ بخشي از «آه با شین»

داستان این رمان  درباره فعالیت یک مبارز انقلابی چپ با فضای فکری کمونیستی است که از دهه 20 شمسی و بدو تولد شخصیت اصلی داستان آغاز می‌شود و تا سال 90 ادامه دارد. در این رمان به نوعی به تناقضات و تفاوت‌های نسلی بین شخصیت اصلی و فرزندش اشاره شده است.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
دکتر می‌گوید: «دویست و پنجاه...» و ناگهان پرتاب می‌شوی به طرف سقف ... «سیصد و پنجاه ...» و این بار بیشتر و بالاتر ... «چهارصد و پنجاه ...» و ناگهان سکوت ... سکون ... آرامش ... و موجی از الکتریسیته و گرما بدنت را فرا می‌گیرد و به سبکی یک پر فرود می‌آیی روی تخت و آرام می‌گیری. انگار ناغافل از منار سلجوقی شهرتان پائین افتاده‌ای. نیروی وحشتناک جاذبه و فشار خرد کننده زمان، به جسمت فشار می‌آورد. حس می‌کنی که دوباره به قلمروی زندگی برگشته‌ای؛ به دنیای ساعت‌هایی که تا نگاهشان می‌کنی به زمان گذشته پیوسته‌اند و تقویم‌هایی که پیاپی کهنه و بی‌مصرف می‌شوند، دنیایی که با اولین تنفس در آن روند مرگ آغاز می‌شود، دنیایی که در آن انسان هر لحظه سلول مرده به خاک پس می‌دهد و ذره ذره اقساط خود را می‌پردازد و در نهایت با مرگ خود، بدهی‌اش را به زمین یکجا مستهلک می‌کند.

بوی غم‌انگیز بیمارستان در مشامت می‌پیچد و تازه موقعیت خود را درمی‌یابی. سینه‌ات به خاطر شوک برقی درد می‌کند. حال مسافری را داری که به دلیل بسته شدن راه به ناچار به خانه برگشته باشد. با وارد آمدن شوک الکتریکی قدرت شنوایی و بویایی‌ات چند برابر شده. صدای جریان آب را از میان لوله‌های دستشویی می‌شنوی ... صدای غرغر شکم پرستاری که سرمت را تنظیم می‌کند ... صدای حمام عمومی ... دولچه‌ها و تشت‌ها ... زن‌ها و بچه‌ها ... بوی صابون سر کف ... صدر ... حنا و نا و گندنا!

شاباجی و خانم‌خانم‌ها و تاجی و ته‌تغاری و سکینه، قدیفه و لگن مسی و سفیدب و کیسه و لیف ... حمام چهار، پنج ساعته، برای پوست انداختن زن‌ها، مثل ملکه مارها ... پوستی نو، لطیف و خوشبو که بعد از دو سه روز کهنه می‌شد. به قول خانم‌خانم‌ها: «حمامی که آدم توی آن چرکش درنیاید و پوست نیندازد حمام نیست، سردابه است.»

زن حمامی نگاهی به ته‌تغاری انداخت و لب گزید؛ یعنی اینکه این پسر به سن هشدار رسیده. اما به احترام سالارها چیزی نگفت. یکی یکی لخت شدند، لنگ بستند و رفتند میان حمام؛ فضایی ماورایی و غیر زمینی و متعلق به از ما بهتران که همه چیز در آن اغراق شده به نظر می‌رسید. صداها تاب می‌خوردند و بعد از اصابت به در و دیوار، از نورگیر عرق کرده وسط گنبد بیرون می‌جستند. نوری که از نورگیر سبز و عرق کرده روی سقف به داخل می‌تابید، به شکلی حساب شده در حمام پخش می‌شد، از زاویه‌های مختلف، و به اندام‌ها حالتی اثیری و اسرارآمیز می‌بخشید.

زن‌ها خیس و آب چکان از خزینه بیرون آمدند. سینی‌های مسی را وارونه روی زمین گذاشتند و خانم‌خانم‌ها و تاجی روی آن‌ها نشستند. شاباجی بافه گیس خانم‌خانم‌ها را باز کرد و مشغول شست‌وشور شدند. ته‌تغاری نشسته بود روی سکو و محو آن نمایش دلپذیر بود که پیرزن دلاک چشم غره‌ای به او رفت و چیزی گفت و همه زدند زیر خنده. تاجی گفت: « این طایفه همه‌شان همینطوری‌اند. اصلا انگار بالغ از شکم مادر بیرون می‌آیند.»

آب تشت دلاک ناگهان صدای خنده زن‌ها را شست و برد و ریخت در چاهک وسط حمام. شاباجی دست ته‌تغاری را گرفت و او را برد به طرف خزینه. اگر دستش را نمی‌گرفت، حتما زمین می‌خرد. کف‌پوش حمام لیز بود؛ یک نوع لیزی گناه آلود، و آب خزینه چرب و سنگین، پر از ذرات معلق، یا لایه‌ای چربی، اواع افزودنی‌های مجاز و غیر مجاز. ته‌تغاری به سختی در آب خزینه فرو رفت و غوطه‌ای خورد و دوباره با شاباجی برگشت به سمت زن‌ها. شرمش می‌آمد به دختر او، سکینه، نزدیک شود. به شکل تندیسی مقدس به او نگاه می‌کرد. می‌دانست که با آن زن‌ها فرق دارد. اما چیزها را نمی‌فهمید. باید بیست و پنج سال طول می‌کشید تا می‌فهمید که محرمانه بودن یک بدن و نامحرمی چقدر با هم فرق دارند.

خانم‌خانم‌ها، همانطور که شاباجی پیه به تنش می مالید، گفت: « حالا ته‌تغاری من که یک بچه است؛ اما این چیزها میان این طایفه ارثی است. خودم یک بار از شازده شنیدم که می‌گفت قبله عالم عادت داشته که از پنجره نارنجستان، که به حمام قصر باز می‌شده، سیر و سیاحت کند. فکرش را بکنید؛ زن‌های شاه و یک مشت کلفت و کنیز لخت و عور در حمام مشغول شست و شور بودند که یک هو ملتفت می‌شدند که مرتیکه سبیل کلفتی از پنجره چشم چرشان می‌کند ... چه حالی پیدا می‌کرده‌اند بیچاره‌ها! آقا آن همه زن در حرمسرا داشته‌اند و باز آنطور ... استغفرالله!» تاجی گفت: «پنجره حمام را میان نارنجستان باز می‌کردند تا رطوبت بپیچد آنجا و نارنج‌های آقا خوب قد بکشند و به بار بنشینند؛ بس که نارنج خوبشان بوده جناب همایونی!»

خندیدند. لُغُز گفتند و لغز پراندند. از سر حمام انار دان شده آوردند و خوردند. شامی کباب لای نان گذاشتند و گاز زدند. ترشی بادمجان هم خوردند تا جلوی سرگیجه‌شان را در حمام چند ساعته بگیرد. بعد، همانطور که مشغول کیسه کشیدن بودند، با زن‌های دیگر گل گفتند و گل شنیدند و حمام را گذاشتند روی سرشان. ته‌تغاری کنجکاوانه نگاهشان می‌کرد. با رفتارش به همه فهمانده ود که دیگر عقل‌رس شده و نباید پایش را به حمام زنانه بگذارد.

پوست سمج و مغرور خانم‌خانم‌ها زیر کیسه دلاک، سرخ و سفید می‌شد و سلول‌های مرده و یاخته‌های معدوم به زمین می‌ریختند. پیرزن داک با دست‌های لاغر و سیاهش در جوش و تقلا بود تا فاصله غم‌انگیز بین ایام دل‌پذیری و پیری خانم‌خانم‌ها را از بین ببرد، چرک آن همه سال کینه و نفرت را لوله و فیتیله کند و به زمین بریزد. و چه اصرار غم‌انگیزی داشت خانم‌خانم‌ها برای نو شدن و پاکیزه ماندن، درحالیکه سال‌ها بود که شازده حتی نیم نگاهی به او نینداخته بود.

پیرزن دلاک دست بردار نبود. چین و چروک‌های بدن خانم خانم‌ها انگار جان داشتند و مثل کرم‌های خاکی وول می‌خوردند و می‌خواستند برگردند زیر خاک. اما ته‌تغاری دلش بیشتر برای پیرزن دلاک می‌سوخت و به این فکر می‌کرد که، پی چه کسی بدن خود او را چرک می‌کند؟

دستگاهی که به تو وصل شده مدام نق و نوق می‌کند. صدایی ملایم پوستت را نوازش می‌دهد. این صدا چقدر شبیه صدای مادر توست!
- آقای دکتر، این بیمار نیازی به آنژیو نداره؟
«این» را جوری بر زبان می‌آورد که گویی درباره تکه‌ای سنگ حرف می‌زند. صدای مردانه‌ای جواب می‌دهد: «فکر نمی‌کنم، بایدببینیم قلبش به داروها چه واکنشی نشان می‌ده.»
- خوشکل کردی خانم، بهت می‌آد.
دست پرستار داغ می‌شود. احتمالمی‌دهی که موهایش را رنگ کرده و یا لنزی چیزی گذاشته باشد. شاید هم خودش را برنزه کرده باشد.
پرستار درجه تب را می‌چپاند توی دهان تو و با تمام گوشت و پوستش می‌خندد. اصلا به حساب نمی‌آورند. نه انگار که یک آدم اینجا خوابیده. اگر می‌دانستید که این بیمار به ظاهر بدحال از طایفه سالارهاست، حتما در رفتارشان تجدید نظر می‌کردند...

د از رمان «شاه بي شين» روانه بازار نشر شده است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزبزرگداشت شيخ بهايی
چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393 ساعت 12:41 | بازدید : 473 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

 

روزبزرگداشت شيخ بهايی,شیخ بهایی,زندگی نامه شیخ بهایی,بیوگرافی شیخ بهایی

روزبزرگداشت شيخ بهايی


روزبزرگداشت شيخ بهايی

سوم اردیبشهت ماه، مصادف است با روز بزرگداشت شیخ بهایی.

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی، معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک - ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت و سرآمد دوران خود بود.از شيخ بهايی در حدود ۹۵ کتاب و رساله  در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است.

به پاس خدمات شيخ بهايی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد.

 

شيخ بهايی،این عالم و دانشمند بزرگ شیعه، در بعلبک متولد شد. شيخ بهايی دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی). خاندان شيخ بهايی از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر شيخ بهايی از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.

 

 

روزبزرگداشت شيخ بهايی,شیخ بهایی,زندگی نامه شیخ بهایی,بیوگرافی شیخ بهایی

روزبزرگداشت شيخ بهايی

 

محمد ۱۳ ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی قزوین به توصیه شیخ علی منشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شيخ بهايی برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین فوت کرد.

شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای شيخ بهايی باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول برعهده داشته باشد.

شيخ بهايی در فاصلهٔ سال‌های ۹۹۴ ق تا ۱۰۰۸ ق سفرهایی چند به خارج از قلمروی صفویه داشت.این سفرها برای زیارت، سیاحت، دانش‌اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان به سفارت سیاسی بوده است. مکه، مصر و شام از جمله مقصد این سفرها بوده است.

شيخ بهايی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی ابن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی در یکی از رواق‌ها که به نام خودش معروف می باشد است.

از او آثار زیادی بر جای مانده است. بر اساس پژوهشی، آثار شیخ بهایی، بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏اند.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سهم دختران در ادبیات کودک کدام است
دوشنبه 01 اردیبهشت 1393 ساعت 12:16 | بازدید : 354 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )
سهم دختران در ادبیات کودک کدام است...
«دختران در ادبیات کودک»، عنوان کتابی پژوهشی از سیدعلی کاشفی خوانساری است. البته نویسنده به نقد فمینیستی داستان‌ها نپرداخته بلکه با توجه به این‌که دختران، نیمی از مخاطبان کتاب‌های کودک و نوجوان‌اند به بررسی سهم آنان در این‌گونه کتاب‌ها و چگونگی آن پرداخته است.

«دختران در ادبیات کودک»، عنوان کتابی پژوهشی از سیدعلی کاشفی خوانساری است. نویسنده در مقدمه کتاب به رویکردهای مختلف یک منتقد در رویارویی با یک اثر اشاره کرده و آورده: رویکرد اجتماعی، برای انان که خارج از نهاد ادبیات به بررسی آن می‌پردازند، عمدتا جدی‌ترین گرایش بوده است...رویکردی که در قرون اخیر به شکل‌های مختلف همچون جامعه‌شناسی ادبیات، نقد جامعه‌شناختی و جامعه‌شناسی متن تبلور یافته است. رویکردی که هدف این نوشته نیز در چهارچوب آن می‎‌گنجد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اول اردیبهشت؛ روز سعدی
دوشنبه 01 اردیبهشت 1393 ساعت 12:06 | بازدید : 316 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.

تاریخ ولادت سعدی به قرینه ی سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجری است. وی در آغاز گلستان چنین می گوید:

«یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم:

در اقصای عالم بگشتم بسی      به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه ای یافتم        ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد        ندیدم که رحمت بر این خاک باد

تولای مردان این پاک بوم برانگیختم خاطر از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان       تهیدست رفتن سوی دوستان

به دل گفتم از مصر قند آورند       بر دوستان ارمغانی برند

مرا گر تهی بود از قند دست       سخن های شیرین تر از قند هست

نه قندی که مردم به صورت خورند         که ارباب معنی به کاغذ برند»

به تصریح خود شاعر این ابیات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگی وی سروده شده است و چون آنها را با دو بیت زیر که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاریخ تألیف کتاب آمده است:

هر دم از عمر می رود نفسی    چون نگه می کنم نمانده بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی     مگر این پنج روز دریابی

خجل آن کس که رفت و کار نساخت      کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب نوشین بامداد رحیل        بازدارد پیاده را زسبیل...

قیاس کنیم، نتیجه چنین می شود که در سال656 هجری پنجاه سال یا قریب به این از عمر سعدی گذشته بود.

 

سعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند ولادت یافت. دولتشاه می نویسد که: «گویند پدر شیخ ملازم اتابک بوده» یعنی اتابک سعدبن زنگی، و البته قبول چنین قولی با اشتغال پدر سعدی به علوم شرعیه منافات ندارد. سعدی از دوران کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او برخوردار گشت؛ ولی در کودکی یتیم شد و ظاهراً در حضن تربیت نیای مادری خود که بنابر بعضی اقوال مسعود بن مصلح الفارسی پدر قطب الدین شیرازی بوده، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. این سفر که مقدمه ی سفرهای طولانی دیگر سعدی بود، گویا در حدود سال 620 هجری اتفاق افتاده است؛ زیرا وی اشاره ای دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامی که جهان چون موی زنگی در هم آشفته بود.

سعدی بعد از این تاریخ تا مدتی در بغداد به سر برد و در مدرسه ی معروف نظامیه ی آن شهر به ادامه تحصیل پرداخت. چند سالی را که سعدی در بغداد گذراند باید به دوران تحصیل و کسب فیض از بزرگترین مدرسان و مشایخ عهد، تقسیم کرد و گویا بعد از طی این مراحل بود که سفرهای طولانی خود را در حجاز و شام و لبنان و روم آغاز کرد و بنا به گفتار خود در اقصای عالم گشت و با هر کسی ایام را به سر برد و به هر گوشه ای تمتعی یافت و از هر خرمنی خوشه ای برداشت.

سفری که سعدی در حدود سال 620 آغاز کرده بود مقارن سال 655 با بازگشت به شیراز پایان یافت. وفات سعدی را در مآخذ گوناگون به سال های 690-691-694و695 نوشته اند.

نکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است، شهرت بسیاری است که در حیات خویش حاصل کرد. پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند. اما گمان می رود که هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدی نرسیده اند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتی دارد، درست و دور از مبالغه است.

 

از جمله شاعران استاد در عصر سعدی که در خارج از ایران می زیسته اند یکی امیر خسرو است و دیگر حسن دهلوی که هر دو از سعدی در غزل های خود پیروی می کرده اند و امیر خسرو از اینکه در «نوبت سعدی» جرأت شاعری می کرد خود را ملامت می نمود.

آثار سعدی به دو دسته ی آثار منظوم و آثار منثور تقسیم می شود. آثار منثور وی خاصه شاهکارش گلستان، دارای هشت باب است:

به نام خداوند جان آفرین        حکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشنده دستگیر         کریم خطا بخش پوزش پذیر

عزیزی که هر کز درش سر بتافت        به هر در که شد هیج عزت نیافت

سر پادشاهان گردنفراز به درگاه او بر زمین نیاز

نه گردنکشان را بگیرد به فور    نه عذرآوران را براند به جور

و گر خشم گیرد ز کردار زشت   چو باز آمدی ماجرا در نوشت

اگر با پدر جنگ جوید کسی       پدر بی گمان خشم گیرد بسی

و گر بنده چابک نباشد به کار     عزیزش ندارد خداوندگار

و گر بر رفیقان نباشی شفیق    به فرسنگ بگریزد از تو رفیق

و گر ترک خدمت کند لشکری     شود شاه لشکر کش از وی بری

دو کونش یکی قطره از بحر علم گنه بیند و پرده پوشد به حلم

ادیم زمین سفره عام اوست      بر  این خوان یغما چه دشمن چه دوست

اگر بر جفاپیشه بشتافتی          که از دست قهرش امان یافتی؟

بری ذاتش از تهمت ضد و جنس غنی ملکش از طاعت جن و انس

پرستار امرش همه چیز و کس  بنی آدم و مرغ  و مور و مگس ...

در رأس آثار منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلا منازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخ کهن، کلیات "سعدی نامه" نامیده شده و بعدها به "بوستان" شهرت یافته است. این منظومه در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق است در ده باب: 1- عدل 2- احسان 3- عشق  4- تواضع  5- رضا  6- ذکر 7- تربیت  8- شکر 9- توبه 10- مناجات

 

تاریخ اتمام منظومه گلستان را سعدی بدینگونه آورده است:

به روز همایون و سال سعید     به تاریخ فرخ میان دو عید

ز ششصد فزون بود و پنجاه و پنج         که پر دُر شد این نامبردار گنج

و بدین تقدیر کتاب در سال 655 هجری به اتمام رسید اما تاریخ شروع آن معلوم نیست و تنها از فحوای سخن گوینده در آغاز منظومه معلوم می شود که آن را پیش از بازگشت، به فارسی سرود.

آثار دیگر سعدی قصائد عربی است که حدود هفتصد بیت مشتمل بر معنای غنائی و مدح و نصیحت است و قصائد فارسی او که در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال دوره ی او می باشد.

 

شهرتی که سعدی در حیات خود به دست آورد بعد از مرگ او با سرعتی بی سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین شاعر زبان فارسی و یا یکی از بهترین و بزرگترین شعرای درجه اول زبان فارسی شناخته شد و سخن او حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفت. این اشتهار سعدی معلول چند خاصیت در اوست: نخست آنکه وی گوینده ای است که زبان فصیح و بیان معجزه آسای خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه و امثال این مطالب نکرد بلکه بیشتر، آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان و موعظه آنان و علی الخصوص راهنمائی گمراهان به راه راست، به کار برد و در این امر از همه شاعران و نویسندگان فارسی زبان موفق تر و کامیاب تر بود. دوم آنکه وی نویسنده و شاعری با اطلاع و جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده بود و همه تجاربی را که در زندگانی خود اندوخته بود، در گفتارهای خود برای صلاح کار همنوعان بازگو کرد تا در هدایت آنان به راه راست موفق تر باشد. سوم آن که وی سخن گرم و لطیف خود را در نظم و نثر اخلاقی و اجتماعی خویش همراه با امثال و حکایات دلپذیر که جالب نظر خوانندگان باشد بیان کرد و آنان را تنها با نصایح خشک و مواعظه ملال انگیز از خود نرنجانید. چهارم آنکه وی در مدح و غزل، هر دو راهی نو و تازه پیش گرفت، در مدح، بیان مواعظ و اندیشه های حکیمانه ی خود را از جمله مبانی قرار داد و در غزل و اشعار غنائی خویش هم هر جا که ذوق او حکم کرد از تحقیق و بیان حکم و امثال غفلت نورزید. پنجم آنکه سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله گو و شیرین بیان است و در سخن جد و هزل خود آنقدر لطایف به کار می برد که خواننده خواه و ناخواه مجذوب او می شود و دیگر او را رها نمی کند. ششم آنکه وی در گفتار خود از بسیاری مثل های فارسی زبانان که از دیرباز رواج داشت استفاده کرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانده است و علاوه بر این، سخنان موجز و پرمایه و پر معنای او گاه چنان روشنگر افکار و آرمان های جامعه ایرانی و راهنمای زندگانی آنان افتاده است که به صورت سایر امثال در میان مردم رایج شده و تا روزگار ما، خاص و عام، آنها را در گفتارها و نوشته های خود به کار برده اند.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک
یکشنبه 31 فروردین 1393 ساعت 08:44 | بازدید : 331 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن  همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان مبارک باد...
“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر جان...

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آثار جورج اورول، هرمان هسه، فوئنتس و بردبری در نمایشگاه بهاری کتاب
چهارشنبه 27 فروردین 1393 ساعت 17:04 | بازدید : 369 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

آثاری از جورج اورول، هرمان هسه، کارلوس فوئنتس و ری بردبری و همچنین سه عنوان کتاب در حوزه نقد ادبی از سوی نشر ماهی به نمایشگاه بهاری کتاب تهران می‌رسند.آثار جورج اورول، هرمان هسه، فوئنتس و بردبری در بهار کتاب

آثاری از جورج اورول، هرمان هسه، کارلوس فوئنتس و ری بردبری و همچنین سه عنوان کتاب«مزرعه‌ حیوانات» اثر مشهور جورج اورول با ترجمه احمد کسایی‌پور و با تصویرگری رالف استیدمن، کارتونیست مشهور بریتانیایی، «خواب نی‌لبک» نوشته هرمان هسه با ترجمه سروش حبیبی، «گرینگوی پیر» نوشته کارلوس فوئنتس با ترجمه عباس کوثری (که نشر ماهی پیش از این دو کتاب «کنستانسیا» و «زندانی لاس‌لوماس» را از همین نویسنده و مترجم منتشر کرده است)، «ساحره‌ سرگردان» مجموعه داستان کوتاهی از ری بردبری نویسنده آمریکایی با ترجمه پرویز دوایی و «بانوی بهشتی» مجموعه 6 داستان از 6 نویسنده لهستانی با ترجمه روشن وزیری، کتاب‌هایی هستند که در حوزه ادبیات داستانی منتشر می‌شوند.

در حوزه نقد ادبی هم کتاب‌های «هرمنوتیک» نوشته ژان گروندن و ترجمه محمدرضا ابوالقاسمی، «شکسپیر» نوشته جرمین گریر و ترجمه عبدالله کوثری از مجموعه «بزرگان گذشته» چاپ انتشارات آکسفورد و «درآمدی بر زیباشناسی اسلامی» جلد چهارم از مجموعه «هنر و زیباشناسی» نوشته الیور لیمن و با ترجمه محمدرضا ابوالقاسمی کتاب‌های تازه نشر ماهی در نمایشگاه کتاب تهران خواهند بود.

این ناشر آثاری را نیز در حوزه‌های دیگر آماده عرضه در نمایشگاه کتاب تهران دارد./ در حوزه نقد ادبی از سوی نشر ماهی به نمایشگاه بهاری کتاب تهران می‌رسند.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به مناسبت بزرگداشت
دوشنبه 25 فروردین 1393 ساعت 17:41 | بازدید : 382 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

روز بزرگداشت عطار نیشابوری

زندگی:

نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم کدکنی (با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.

او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فعطار نیشابوریرا گرفته‌بود، به کار عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت.

او را از اهل سنت دانسته‌اند،

عطار در نگاه دیگران:

وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است؛ چنانکه مولوی درباره او می‌فرماید:

آثار:

آثار مسلم عطار طبق تحقیقات دقیق محمدرضا شفیعی کدکنی بدین شرح است: اسرارنامه، الهی نامه، منطق الطیر، مصیبت نامه، مختارنامه، تذکرةالاولیا، دیوان اشعار.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اسدالله امرایی با «بهترین بچه عالم» در غرفه کتاب
دوشنبه 25 فروردین 1393 ساعت 14:19 | بازدید : 265 | نویسنده : sarayefarzanegan | ( نظرات 0 )

مجموعه‌ای از داستان‌های بسیار کوتاه نویسندگان جهان از جمله ریموند کارور، مارگارت اوت‌وود، جان آپدایک و هاینریش بل در کتابی با عنوان «بهترین بچه عالم» منتشر می‌شود.

مجموعه‌ای از داستان‌های خیلی کوتاه از نویسندگان مطرح جهان در کتابی با عنوان «بهترین بچه عالم» منتشر شد. اسدالله امرایی این کتاب را به فارسی برگردانده است و جیمز توماس گردآورنده این داستان‌هاست.

در مجموعه «بهترین بچه عالم» داستان‌هایی از برخی نویسندگان مطرح جهان از جمله ریموند کارور، مارگارت اوت‌وود، خولیو کورتاسار، جان آپدایک و هاینریش بل گنجانده شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «بچه توی ننو کنار تخت خواب بود. باشلق و لباس سر هم سفیدی داشت. ننو را تازه رنگ زده بودند. دور آن روبان آبی خیلی کم رنگی بسته بودند و توی ننو تشکچه آبی بود. سه خواهر کوچک و مادر که تازه از رختخواب بلند شده بود و هنوز حالش به جا نبود، همراه با مادربزرگ دور بچه را گرفتند و او را تماشا می‌کردند که خیره نگاه می‌کرد و گاهی مشت خود را به دهان می‌برد. نمی‌خندید و لبخند هم نمی‌زد اما گاه و بی‌گاه پلک می‌زد و هر وقت یکی از دخترها چانه او را بازی می‌داد، زبانش را بیرون می‌آورد و پس می‌کشید.»

نشر «شولا» و «رسانش» نیز در سال‌های گذشته این کتاب را با ترجمه امرایی منتشر کرده بودند.

مجموعه «بهترین بچه عالم» با ترجمه امرایی در 194 صفحه، با شمارگان 500 نسخه و به بهای 9 هزار و 500 تومان از سوی نشر قطره به چاپ رسیده است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 410
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 14

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 7
:: بازدید هفته : 79
:: بازدید ماه : 687
:: بازدید سال : 1989
:: بازدید کلی : 1989
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران